خرید بک لینک
نزدیک پونزده سال پیش شغلی رو شروع کردم که خیلی ها ارزوش رو داشتناما از همون روز اول متوجه شدمکه تو این کشور این شغل به درد هیچ زنی نمیخورهکه جز عذاب و جنگیدن با قوانین ناعادلانه نیستکه متاسفانه حتی زنهای این کشورهم با این قوانین ناعادلانهفقط چون برچسب شرعی داره راضی و خوشحالنچون می ترسن سنگ بشن اگه بگن حق من کوکه چرا دیه من با یه مرد فرق دارهچرا ارث من با یه مرد فرق دارهچرا تمام زندگی یا تحت اختیار پدرم یا همسرچون تو این فرهنگ هرچی زن مطیع تر باشه نجیب تره و قابل تحسین ترحالا مطیع شرعی باشه که به صد تا بهانه صد من یه غاز تو رو بی ارزش تر از یه مرد میدونهیا مطیع پدری که طبق شرع اگر تو رو بکشه قصاص نمیشهیا مطیع همسری که هر وقت مهریه ت رو بندازه جلوت می تونه بدون دلیل طلاقت بدهو تو برای طلاق گرفتن اگه متوسل به همون مهریه که توهینی به زنه و مثل قیمت گذاشتن روی یه زنهبشی برچسب حسابگری و مال دوستی و بی معرفی می خوریبدون توجه به اینکه بدونند که اصلا راه دیگه ای برای طلاق نیست در شرعی و قانونی که طلاق تحت سلطه قوانین مردانه ستو گذشته از همه اینا اطرافیان پر و بالم رو چیدندشکست هام رو پر رنگ کردن وگفتند دیدین گفتین از این برنمیادو موفقیت هام رو ناچیز شمردن و گفتن حتما...درامدم رو پول یامفت دونستنو در نهایت منو زنی دونستن که وظیفه داره به جایی برسه که به همه کمک کنه هرگزنگه خسته شدم هرگزنترسه هرگز کوتاه نیادوو هر نوع متلک توهین و مسخره کردن و... تحمل کنهتو راهروهای دادگستری بابت رنگ ناخونش و رنگ شالش مورد مواخذه قرار بگیرهو تو جلسات دادگاه بجای اینکه قاضی به دفاعیاتش گوش کنه ازش بپرسه چرا شلوار جین پوشیدیکه هم زن باشه هم مادر هم کدبانویی که همه کم و کسر هاش رو به روش بیارن و تلاشش رو

برچسب: نویسنده: نیما صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 10 آبان 1402 ساعت: 2:30

صفحه بندی